|
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت ٬ گم شدن در نرمی عشق
شکریست فراوان خالقی را که آفریدم و آفریدش ٬ آفرید او را برای من و آفرید مرا برای او ٬ آفرید عشق را که بورزم به او و بورزد به من ٬ دنیاییست زیبا پس این آفرینش آفریدگار ٬ مزید نعمت خالقم هر صبح شام را شکریست فراوان هزاران هزار بار وبیش از این هزاران که از دست و زبان که براید ٬ کز عهده ی شکرش به در آید ٬ ساده بگویم خلاصه و بی پروا که تقدیم به بهترین همسر دنیا:
<<مهربانم عاشقانه دوستت دارم>>
دارم هوای گریه ٬ از شادی وصالش
شکر خدای رحمن ٬ از لطف بی مثالش
اشکم زشورو شوق است ٬ دیگرزغصه ام نیست
غم را کجا توان دید ٬ با دیدن جمالش
همای خوش سعادت ٬ بر شانه ام نشسته
از شکر این پرنده ٬ بوسم من هر دو بالش
یارم چه هدیه خواهد ٬ جانم که قابلی نیست
قربان روی ماهش ٬ قربان خط و خالش
از عشق می نویسم ٬ چون او ز عشق گوید
لطف است و مهربانی ٬ مصداق هر کلامش
گر خواهشی نماید ٬ با جان و دل پذیرم
من تا به آخر عمر ٬ جانم کنم غلامش
با بودن نگارم ٬ شادم همیشه اما
دارم هوای گریه ٬ از شادی وصالش
شاعردریا

|