خدایا اگر بنده ای بد کارم ٬ شوق رحمت دارم
بیقرارم
چقدر سخت است زندگی برای گلی که از شکوفایی خندان نیست و آرزویش پرپر شدن است٬روزگار این است٬آمدن برای رفتن٬بودن برای فرسودن و زندگی برای مرگ.حکایت غریبی است این زندگی٬ حکایت غریبی است این روزگار و از همه غریبترانتظار. . .
در این دنیای وحشتزا ٬ چه کابوسی بود بودن
چه کابوسی بود ماندن ٬ به دل افسوس و فرسودن
ندیدن یک بهاری را ٬ که گل از تازگی خندد
تمام عمر خود را دل ٬ به پرپر گشتنش بندد
عجب دنیای بی رحمی ٬ سراسر دشنه و خنجر
همه آماده ی پیکار ٬ به کشتن های درد آور
جهان را تیرگی آمد ٬ نیامد او که می آید
به هر جمعه که می آید ٬ بگویم آید او شاید
مگر جرمم چه بود آخر ٬ که دیدارش میسر نیست
که این دردست در سینه ٬ ندانم دل اسیر کیست
خدایا حکمت آخر چیست ٬ که دنیااین چنین دون است
که کی می آید آن دلدار ٬ که گیرد از غریبان دست
دلم دریاچه ی خون شد ٬ به جانم یک نفس هم نیست
ندارم آرزو جز مرگ ٬ خدایا حکمت آخر چیست؟
شاعردریا

زندگي يك گل سرخ است
پر ازعطر٬ پرازخار٬ پرازبرگ لطيف
يادمان باشد اگر گل چيديم
عطر وخار وگل وبرگ
همه همسايه ي ديوار به ديوار همند
آره زندگی مثه یه گل میمونه که وقتی چیدیش باید بدونی هم عطر داره هم برگ داره هم خار ٬ حالا اگه هرکدومش اومد سراغت باید بدونی خودت خواستی چون خودت بودی که این گل رو چیدی ٬ حالا از این زندگی نصیب من هم خار اومده هم برگ اومده هم عطر که خارش روز و شبه ٬ برگش روزگاره ٬ و عطرش اونیه که از جان و دل دوسش دارم
همسرم تو را به خاطرِِ خاطرت دوستت دارم
عزیز من ٬ گل بی خار ٬ تو را من دوست می دارم
دوای این دل بیمار ٬ تو را من دوست می دارم
همیشه برتر از هر کس ٬ همیشه برتر از هر چیز
همیشه بی حد و بسیار ٬ تو را من دوست می دارم
اگر روزی بمیرم من ٬ در آن دنیای ِ بی پایان
بدان ای نازنین دلدار ٬ تو را من دوست می دارم
نه یک امروزوفردایش ٬ تو را من دوست می دارم
همیشه هر نفس ٬ هر بار ٬ تورا من دوست می دارم
بگویم من هزاران بار ٬ بگویم بی حد و بسیار
اگر هر روز کنم تکرار ٬ تورا من دوست می دارم
اگر مجرم به عشق گردم ٬ اگر اعدامی ِ آن جرم
بگویم پای چوب ِ دار ٬ تو را من دوست می دارم
الا ای یار بی همتا ٬ عزیز ِ شاعر ِدریا
بدان بااین تن تبدار ٬ تو را من دوست می دارم
شاعردریا


